شعر شعر شعر
سلام به نفس من که عاشق شعر خوندنه و یه عالمه شعرای خوشمل بلده و با
کلام شیرین بچگانش واسه مامانی میخونه و مامانی رو شاد میکنه.
امروز هم چند تا شعر خوشمل دیگه واست میزارم تو وبلاگت تا حالشو ببری.
مورچه سیاه کوچولو- کلاغ قارقاری- بازی موش با گربه


متن شعر در ادامه مطلب.......
مورچه سیاه کوچولو
مورچه سیاه کوچولو
کار می کنه، بار می بره
دونه هارو جمع می کنه
داخل انبار می بره
مورچه سیاه کوچولو
زیرِ زمین لونه داره
تو لونه ی زیرِزمین
یه عالمه دونه داره
مورچه سیاه کوچولو
عاشق کار و کوششه
تابستون و فصل بهار
همیشه زحمت می کشه
مورچه سیاه کوچولو
خوشحاله و غم نداره
فصل زمستون که بیاد
آب و غذا کم نداره
کلاغ قارقاری
نی نی وولکی کلاغی رو
دیده رو پشت بومشون
کلاغه قارقار می کنه
رفته صداش به آسمون
نی نی می گه :آهای کلاغ
این قدر سروصدا نکن
بازیهای کلاغی رو
رو پشت بوم ما نکن
بابام تو خونه خوابیده
قارقار کنی بیدار می شه
مامانم هم ناراحت از
صدای قار و قار میشه
برو تو باغا بازی کن
آواز بخون با قاروقار
راستی ! از اون جا که می آی
برای من گردو بیار
بازی موش با گربه
آی گربه ی نا قلا
بیا پاور چین بیا
به این سوراخ نگاه کن
بگرد یه موش پیدا کن
اون موشه را تو بردار
سربه سر موش بذار
ببین موشه چه نازه!
دمش چقد درازه!
چه دندونایی داره!
عجب چشایی داره!
اما چرا ترسیده؟
معلومه، گربه دیده
یه گربه ی چاقالو
بابدن پشمالو
با اون چشای ریزش
با دندونای تیزش
موشه را گیر آورده
انگار اسیرآورده
موش اسیر بیداره
فقط فکرفراره
گربه هه خسته میشه
چشاش که بسته میشه
موش کوچولو باترس و لرز
یواشکی جیم میشه


شعر شعر شعر 
